۱۳۸۹ مرداد ۵, سه‌شنبه

آخرین منجی در سایر ادیان


پرسش: چرا تمام اديان براي قيامت (آخر الزمان ) منتظر يک شخصي هستند ؟

پاسخ: بين ظهور منجي و قيامت ارتباطي نيست و شرط تحقق قيامت، ظهور منجي نمي‌باشد. اگر مراد شما اين است كه چرا در هر دين سخن از منجي شده است و اديان ظهور منجي را امري حتمي و قطعي مي‌دانند؟ بايد گفت: نياز به حضور يك مرد آسماني كه با كمك او بتوان حق را اجرا كرد، عدالت را برقرار نمود و در راه كمال گام برداشت يكي از نياز‌هاي فطري و حقيقي انسان است. خداوند نيز به اين نياز پاسخ مثبت داده است و انبياء و اوصيا را براي هدايت و راهبري مردم برگزيد و وعده داد كه سرانجام حجت من بر زمين مسلط خواهد شد و با اجراي دين و برقراري عدالت، نياز شما بر آورده مي‌شود. در اديان آسماني بر اساس نياز مردم و عنايت خدا سخن از منجي مطرح شده است.
اگر بين منجي و قيامت رابطه‌اي گفته شده است فقط به اين دليل است كه بگويند حتماً او خواهد آمد و بعد از ظهور او، هر زمان كه خداوند اراده كرد قيامت برپا خواهد شد.

پرسش: ديدگاه ديگر اديان در مورد منجي چيست؟

پاسخ: با مطالعه در كتاب‌هاي اديان ديگر به خوبي روشن مي‌شود كه در همه آن، سخن مصلح و منجي در آخر الزمان مطرح شده است، و همه‌ اديان پيروان خود را به آمدن او بشارت داده و گفته‌اند: با آمدن او ظلم و تباهي از بين مي‌رود، مردم به سمت حقيقت و راستي هدايت شده و پذيرايي مي‌شوند. او حاكم خواهد شد و مردم را به دين واحد حقيقي ارشاد مي‌كند. عدالت و امنيت در جهان سايه مي‌آفكند. البته هر كدام از اينها منجي را فردي از دين خود مي‌دانند، ولي نقطه مشترك اين است كه او دعوت به حق و عمل به آن مي‌كند و مردم به دست او با حقيقت آشنا مي‌شوند. (ر.ك. ظهور حضرت مهدي(عج) از ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان، سيد اسدالله هاشمي شهيدي ـ اديان و مهدويت، محمد بهشتي، دادگستر جهان، ابراهيم اميني).

پرسش: فلسفه ظهور منجي در اديان مختلف چيست؟

پاسخ: حقيقت اصلي ظهور منجي در مذاهب يكي است. در همه اديان منجي و مصلح كسي است كه با ظهورش، مردم خسته از ظلم و بي عدالتي را از چنگال ظالمان نجات مي‌دهد و آرامش و امنيت را همراه با دين واحد و قانون زيبا، براي مردم به ارمغان مي‌آورد. در زمان او ديگر جايي براي زشتي و ظلم نيست.

پرسش: منجي اديان ديگر چه نام دارند ؟ اين منجي ها دنيوي است يا اخروي ؟ و بر نامه آنها چيست ؟ لطفا روايت هم بفرماييد

پاسخ: الف. حقيقت اصلي ظهور منجي در مذاهب يكي است. در همه اديان منجي و مصلح كسي است كه با ظهورش، مردم خسته از ظلم و بي عدالتي را از چنگال ظالمان نجات مي‌دهد و آرامش و امنيت را همراه با دين واحد و قانون زيبا، براي مردم به ارمغان مي‌آورد. در زمان او ديگر جايي براي زشتي و ظلم نيست.
بنابر اين ظهور منجي حادثه‌اي بزرگ مربوط به عالم دنيا مي‌باشد.
ب. در كتاب‌هاي مربوط به مذاهب به نام‌ها و القاب مختلفي بر مي‌خوريم مثلاً:
ـ در مذهب يهود: سرور ميكائيلي، عزير، منحاس، ماشيع؛
ـ در مذهب مسيحيت: مهميد آخر، مسيح، پسر انسان؛
ـ در مكتب زرتشت: سوشيانس؛
ـ در مكتب هندوها: ويشنو، منصور، فرخنده؛
ـ در مكتب بودا: مايتريا، بوداي پنجم؛
ـ در مذهب اسلام: مهدي، قائم؛
ج. امام مهدي(ع) منجي عالم بشريت است. بايد توجه داشت منجي در همه مذاهب منجي بشريت است. او مي‌آيد تا عدالت را در همه‌ي جهان پياده كند و مردمان را تحت دين واحد گرد آورد. و چون هر مذهب و مكتب خود را بر حق مي‌داند لذا منجي جهان را از خود برمي‌شمارد.
ما مسلمانان كه دين اسلام را آخرين دين الهي مي‌دانيم معتقديم امام مهدي(ع) از فرزندان پيامبر(ص) و حضرت فاطمه(س) مي‌باشد كه با آمدنش عدالت فراگير شده و دين مقدس اسلام در سرتاسر جهان گسترش مي‌يابد. خداوند مي‌فرمايد: « هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»(توبه، 33).
و پيامبر(ص) فرمود: مهدي از فرزندان من است خداوند به واسطه او جهان را پر از عدل و داد مي‌كند همانگونه كه پر از ظلم و جوب شده است.
گفتني است با توجه به روايات متعدد و معتبري كه از وجود مقدس پيامبر(ص) درباره ظهور امام مهدي(ع) صادر شده است، عموم مسلمانان ـ چه شيعه و چه اهل سنت ـ معتقد به ظهور آن بزرگوار هستند. حتي عموم اهل سنت همانند شيعه، ايشان را از فرزندان پيامبر و حضرت زهرا(س) مي‌دانند. البته تفاوت مهمي كه ميان شيعه و اهل تسنن است اينكه شيعه معتقد است: امام مهدي(ع) فرزند امام حسن عسكري(ع) است كه در سامرا به دنيا آمده است. اما اهل تسنن معتقد به ولادت ايشان نيستند، بلكه مي‌گويند در آخر الزمان به دنيا مي‌آيد.

پرسش: نقش و واکنش ديگر اديان و ملل در ظهور حضرت چيست؟

پاسخ: در روايات نكته خاصي در اين زمينه مطرح نشده است. بلكه آنچه قابل برداشت است اينكه اكثر انسان‌ها با درك حقيقت ظهور، حضرت را پذيرا شده و اعلام پذيرش و حمايت مي‌كنند. ظهور حضرت عيسي(ع) در پذيرش حضرت مهدي(ع) توسط مسيحيان و حتي يهوديان بسيار مؤثر است. هر چند انسان‌هاي دنيا طلب كه ظهور را مخالف منافع مادي و حيواني و دنيوي خود مي‌بينند در مقابل امام عصر(ع) قرار گرفته و به جنگ اقدام مي‌كنند.
اعتقاد ادیان و ملل مختلف در مورد موعود و منجی آخرالزمان- قسمت اول

قسمت اول - مقدمه

1-موعود ادیان و منجی آخرالزمان

گفت و گو از موعود ادیان و منجی آخرالزمان ، گفت و گویی است با عمری به درازای خلقت آدم و سكنای انسان در عرصه زمین و این تاریخ بلند و اشتراك آن در میان همه اقوام و ملل حكایت از فطری بودن این معنا در نوع انسان ها دارد . از یك سو عقل آدمی و از دیگر سو بیان مشترك همه پیامبران الهی و تمامی حكیمان فرزانه و ادبیات همه اقوام و ملل این نكته را تایید می کند . اگر بخواهیم چكیده تمام آرای موجود درباره منجی و موعود ادیان و آنچه را كه جملگی منتظران منجی برآن متفق القول اند در چند كلمه خلاصه كنیم، این سه امر را می توانیم عنوان کنیم:

اولا در تمامی ادیان نگاه به منجی یک نگاه با رویكرد معنوی به عالم است .

ثانیا در همه اقوال مطرح شده عدالت فراگیری توسط منجی در جهان اجرا می شود .

ثالثا دست ابلیس از همه ساحت های فكری،فرهنگی و مادی حیات انسان كوتاه می شود

2-فتوریزم

فوتوریزم( یا فتوریسم )یا همان اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجی غیبی و مصلح جهانی و بزرگ عقیده ای است كه در كیش های آسمانی از جمله زرتشتی ، یهودی و سه مذهب عمده مسیحیت یعنی كاتولیك ها ، پروتستان ها و ارتودوكس ، به عنوان یك اصل مسلم قبول شده و همگی بشارت ظهور مصلحی این چنین را پذیرفتند. اصطلاح فوتوريزم برای اولین بار توسط دارمتستر در طي كنفرانس هايي كه به مناسبت ظهور "مهدي متعهدي " در سودان در فوريه سال 1885 ميلادي (مطابق جمادي الاوئل 1302 هجري) در حضور عده ي كثيري برگزار گرديد عنوان شده و سپس گفتارهای او به شكل كتابي مستقل چاپ شده است. او می گوید ((نکته مشترکی که در بین آيين يهود، ديانت عيسوي، كيش زردتشت(قبل از ظهور اسلام ) يافت مي شود، عبارت از اعتقاد به يك وجود فوق الطبيعه است كه بايستي در آخرالزمان ظهور كند و نظم و عدالت رفته را به جهان بازآرد و مقدمه خلود و سعادت دايم انسان را فراهم سازد مطابق تعاليم اين سه ديانت پيش از ظهور منجي بايد نيروي بد بر جهان حکم فرما شود.

در مراجعه به كتب آسمانی آن ها را سرشار از نویدهای ظهور آن مصلح بزرگ می بینیم و با بررسی این بشارات می توانیم متوجه می شویم آنچه در این كتاب ها ذكر شده ، اعم از شرایط قبل از ظهور، كیفیت ظهور و پایان خوشایندی كه برای دنیا نوید داده می شود ، در همه ادیان تا حد زیادی مشابه یكدیگر است و تقریبا در همه موارد ، مشخصات آن مصلح بزرگ تنها با وجود مقدس حضرت مهدی (علیه السلام) مطابقت دارد.

بشارت ظهور حضرت مهدی (علیه السلام)علاوه بر قرآن مجید در تمام كتب مذهبی اهل ادیان مانند: كتاب زند، كتاب جاماسب،كتاب شاكمونی ، كتاب صفینای نبی ،كتاب اشعیا ، كتاب دانیال نبی ، انجیل متی، انجیل لوقا و سایر كتاب هاو الواح آمده است .ناگفته نماند كه پیروان ادیان و مذاهب گوناگون، و دیگر ملل و اقوام گذشته و مكاتب مختلف جهان درباره نام آن بزرگوار با هم اختلاف نظر دارند ، ولى درباره اوصاف كلّى، برنامه هاى اصلاحى، تشكیل حكومت واحدجهانى بر اساس عدالت و آزادى، و ظهور او در آخرالزمان اتّفاق نظر دارند. هر ملتي او را با لقب مخصوصي مي‌شناسد. زرتشتيان او را بنام سوشيانس(نجات دهنده)، یهودیان بنام سرور ميكائيلي، عيسويان بنام مسيح موعود، مسلمانان بنام مهدي منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) مي‌نامند. ليكن هر ملتي آن نجات دهنده ي غيبي را از خودش محسوب مي دارد. زردتشتيان او را ايراني و از پيروان زرتشت مي‌دانند و یهودیان، از بني اسرائيل و پيروان موسي مي شمارند، عيسويان او را هم كيش خودشان مي دانند و مسلمانان از دودمان بني‌هاشم و فرزند پيغمبرش مي شمارند

3-فطری بودن اعتقاد به موعود و منجی

یک عقیده جهانی که غیر قابل انکار می باشد، اعتقاد به مصلح کل است. این یک عقیده جهانی است و اختصاص به یک فرقه و مکتب و مذهب خاص ندارد، بلکه تمام ادیان در این عقیده مشترکند.

اعتقاد به يك منجي و نجات بخش از روزگاران قديم و در مناطق جغرافيايي گوناگون در ميان تمام اقوام و ملل مشاهده مي‌شود و مردم در ضمير خود پيوسته به دنبال يك نجات بخش بوده‌اند به ويژه در روزگار ما با تبعيض ها و ستم هايي كه ملل قدرتمند بر ملل ضعيف روا داشته جلوه اعتقاد به رهاننده و نجات بخش بيش تر شده است.

اعتقاد به منجی، آموزه‌اي است

1- اعتقادي

2- جهاني

3- فراگير و فراديني و بين الادياني

4- اصيل و ريشه دار

5-آرماني

6- حياتي و حيات‌بخش

7- سرنوشت‌ساز

8- منطبق به ما و عصر ما

9- نويد بخش و پايان بخش همه اختلافات مذهبي و غيرمذهبي

10- برطرف كننده مشكلات انسان‌ها

11- برآورده كننده آرزوها و خواست هاي همه ي انسان ها در طول تاريخ

12- تعيين كننده حركت جوامع

13-تحول آفرين و الگوساز در تمامي عرصه ها و ساحت هاي حيات بشري

14- و بالاخره داراي قدرت انفجاري عظيم و بي‌دليل در بسيج توده‌ها و ملت‌ها در مقابله با همه ظلم‌ها و بي‌عدالتي‌ها است

پیروان ادیان بر این ایده اند که در یک دوران تاریک که بشر دچار بحران شدید است و جهان غرق در فساد و تباهی و بی دینی و بیدادگری، نجات دهنده ای خواهد آمد و به واسطه مدد الهی اوضاع آشفته جهان را اصلاح می کند. و توجه به خدا و رویکرد به مقدسات را بر بی دینی و فساد غالب می کند

و این مسئله نه اینکه یک امر دینی بلکه یک موضوع فطری نیز می باشد. زیرا انسان ها فطرتا عدالت خواه و گریزان از ظلم می باشند و رهایی از فساد و ظلم و تباهی را انسان نشانه کمال خود می داند و بر این اساس اعتقاد به منجی امری فطری است و حتی مربوط به موحدین نمی باشد بلکه تمام انسان ها چنین خواسته ای دارند

4-تفاوت منجی گرائی در اسلام و ادیان دیگر

منجی گرایی و فکر ظهور مصلحی بزرگ که انسان را از درد و رنج و محنت برهاند در تمام نقاط جهان در جریان است و اعتقاد به این منجی از خصائص اندیشه بشر می باشد

اما با توجه به ایدئولوژی و جهان بینی ادیان، تصورات مختلفی از موعود و منجی ارائه کرده اند و بعضی آنرا قومی و قبیله ای می دانند، بعضی آنرا موقت و برای دوران خاص ولی اعتقاد شیعه بر آن است که این مصلح کل، جهانی می باشد و توجه به قوم و قبیله خاص ندارد. وقتی که آمد کل جهان را پر از عدل و داد خواهد نمود و موعود شيعي بر خلاف موعود ادیان دیگر ابراهیمی (مسیحیان –یهودیان- صابئین ) و منجی اديان غیر ابراهیمی، يك منجي قبيله اي نيست و براي قوم خاصي نيامده است. او موعودي است جهاني و تمام دنيا را از ظلم و جور پاك خواهد كرد

5-هدف از این نوشتار

در دورانی که ما زندگی می کنیم،افرادی تلاش می کنند با نشخوار گفته ها و رواج حرفهای دروغ ، غیر علمی و غیر مستدل دشمنان اسلام و اهل بیت ،اعتقاد شیعه به ظهور یگانه منجی عالم بشریت حضرت بقیه الله الاعظم-روحی و ارواح العالمین له الفداه-را دچار خدشه نمایند .

هدف از این نوشتار ،بیانی هر چند کوتاه،در باره اعتقاد به موعود و منجی آخر الزمان در بین تمام ادیان و ملل جهان اعم از ادیان ابراهیمی و غیر ابراهیمی و همچنین در بین مردم مناطق مختلف جهان می باشد . همچنین سعی می شود با ارائه اطلاعاتی از اعتقادات تمام گروه های فوق الذکردر مورد موعود و منجی آخر الزمان ،معلومات خواننده عزیز این سطور در جهت دفاع هر چه بیشتر از عقیده ناب مهدویت شیعی بیشتر شده وخواننده بتواند با آگاهی از عقائد ادیان و ملل دیگر ثابت کند :

1)اعتقاد به موعود و منجی آخرالزمان و در نهایت وجود مقدس امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)غیر قابل خدشه و انکار است.

2)مشخصاتی که ادیان و ملل مختلف از موعود و منجی آخرالزمان میدهند،تنها وتنها بر وجود مقدس امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)قابل انطباق است.

در پایان خطاب به امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)عرضه می داریم :

يا أَيُّهَا الْعَزيزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَيْنا إِنَّ اللَّهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقينَ.

اى عزيز! ما و كسانمان را فقر و قحطى گرفته و سرمايه‏اى ناچيز آورده‏ايم، پس پيمانه ما را كامل كن و به ما صدقه بده كه خدا صدقه دهندگان را پاداش مى‏دهد (سوره یوسف-آیه 84 )

امید است این تلاش کم به عنوان (بِضاعَةٍ مُزْجاة ) مورد قبول حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)قرار گیرد .

انشاء الله

والسلام علی من التبع الهدی
اعتقاد ادیان و ملل مختلف در مورد موعود و منجی آخرالزمان -قسمت دوم

قسمت دوم - بررسی عقائد برخی از ادیان ابراهیمی در باره موعود و منجی آخرالزمان

بی‌تردید موضوع مهدویت از موضوعاتی كه نه تنها دین اسلام به ویژه مذهب شیعه به آن پرداخته، بلكه در ادیان ابراهیمی دیگر نیز مورد تأیید و تأكید قرار گرفته است .در این بخش عقائد یهودیان و مسیحیان که در ذیل ادیان ابراهیمی هستند، مورد بررسی قرار می گیرد .
بررسی موعود در دین یهود- قسمت اول
1- موعود در دین یهود
یهودیان و مسیح موعود
2- بشارات ظهور مهدی ـ علیه السّلام ـ در كتاب تورات
الف) بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در «زبور داوود»
الف – 1 ) متن زبور( عهد عتیق، كتاب مزامیر، مزمور 37، بندهای 9 ـ 38)
الف – 2 ) متن زبور(عهد عتیق-کتاب مزامیر- ‌مزمور 96، بندهای 10 ـ 13)
الف – 3 ) متن زبور (عهد عتیق، كتاب مزامیر، مزمور 72، بندهای 1 ـ 2)
توضیح مختصری پیرامون بشارت فوق

1 )موعود در دین یهود
یهودیان و مسیح موعود
یهودیان معتقدند که عیسایی ظهور خواهد کرد که البته با عیسای مسیحیان متفاوت است .آن گونه که بررسی‏ها نشان می‏دهد، پیش از اسارت قوم یهود و آوارگی آنان توسط آشوریان، اندیشه ظهور منجی در ادبیات مذهبی، غیر مذهبی، اساطیر و افسانه‏ها و روایات مکتوب و شفاهی بنی اسرائیل جایی نداشته است. تنها در سده دوم پیش از میلاد بود که ظهور نجات بخشِ قوم خدا در اذهان و افکار یهود توسعه یافت و دانیال نبی به دنبال رنج‏های پیاپی قوم یهود، پایان زجرها را نوید داد: «و در ایام این پادشاهان، یهوه خدای آسمان‏ها سلطنتی را که تا ابد جاوید می‏ماند، بر پا خواهد نمود و این سلطنت به قومی دیگر غیر از بنی اسرائیل منتقل نخواهد شد، بلکه تمامی آن سلطنت‏ها را خرد کرده، مغلوب خواهد ساخت و خودش برای همیشه پایدار و جاودان خواهد ماند،
(( دانیال نبی، باب دوم، آیه 44))
اشعیای پیامبر نیز در پیشگویی‏های خود مژده آمدن مسیح را داد و گفت: «''برای ما ولدی و پسری بخشیده می‏شود که سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قادر و پدر سرمدی و سرور و سلامتی خوانده خواهد شد. ترقی سلطنت و سلامتی او را بر کرسی داوود و بر کشور وی پایانی نخواهد بود، تا آن که انصاف و عدالت را برای همیشه استوار سازد.
((کتاب اشعیا، باب 9 -آیه 6 ـ 8))
البته شایان توجه است که قوم یهود به عنوان مردمی دیندار همواره به آینده خویش امیدوار بودند و این عبارت کتاب مقدس میان یهودیان رایج بود که: «اگر چه ابتدایت صغیر بود، عاقبت تو بسیار رفیع گردد.
((کتاب ایوب، باب 8-آیه 7))
با این وجود آنان پس از نخستین ویرانی شهر قدس، همیشه در انتظار رهبر الهی، قدرتمند و پیروزی آفرین بودند تا اقتدار و شکوه «قوم برگزیده» را احیا کند. یهودیان بر مبنای آنچه در زبور داوود آمده بود خود را وارثان به حق خداوند می‏پنداشتند. در زبور آمده است: «زیرا که شریران منقطع خواهند گشت و متوکلان به خداوند وارث زمین خواهند شد. هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود اما حکیمان (صالحان) وارث زمین خواهند گشت و میراث آن‏ها خواهد بود تا ابد الآباد. زیرا متبرکان خداوند وارث زمین خواهند شد و ملعونان وی منقطع خواهند گشت
((زبور داوود، باب 37: آیات 9، 18، 28، 29))
این اندیشه وقتی با پیش گویی‏های صریح اشعیا در هم آمیخت، نیرو و امیدی تازه در رگ‏های یهود جریان یافت. ایشان کلام اشعیا را در حافظه خود به خوبی حفظ کردند و آن را دستمایه عشق به آینده‏ای روشن و افتخارآمیز قرار دادند، آنجا که می‏گوید: «''نهالی از تنه، یَسّی (پدر داوود) بیرون آمده، شاخه‏ای از ریشه‏هایش خواهد شکفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت، یعنی روح حکمت و فهم و روح مشورت و روح معرفت و ترس از خداوند، خوشی او در ترس از خدا خواهد بود و موافق رؤیت چشم خود داوری نخواهد کرد و بر وفق سمع گوش‏های خویش تنبیه نخواهد نمود، بلکه مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد نمود. جهان را به عصای دهان خویش زده، شریران را به نفخه لب‏های خود خواهد کشت. کمربند کمرش عدالت خواهد بود و کمربند میانش امانت''.»
سپس اشعیا به گونه‏ای کنایه‏آمیز به صلح جهانی در آن دوران اشاره می‏کند و ادامه می‏دهد: «گرگ با بره سکونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر و پرواری با هم و طفل کوچک آن‏ها را خواهد راند... طفل شیر خواره بر سوراخ مار بازی خواهد کرد و طفلِ از شیر باز داشته شده، دست خود را بر خانه افعی خواهد گذاشت و در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهد کرد، زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود، مثل آب‏هایی که دریا را می‏پوشاند
(( اشعیا، باب 11: آیه1 ـ 9 ))
اما صفنیای پیامبر به نابودی رهبران دولت‏ها اشاره می‏کند و آن را مقدمه جهان شمولی دین یهود می‏داند. او می‏گوید: «به منظور گردآوری طوایف بشر بر یک دین حق، سلاطین دول مختلف را نابود کنیم. آن وقت برگردانیم به قوم‏ها لب پاکیزه را برای خواندن همگی به نام خدای و عبادت کردن ایشان به یک روش .
((صفنیا، باب 3 :آیه 8 ـ 9 ))
یهودیان در طول تاریخ به این مسأله از دریچه‏ای مذهبی نگریسته، انتظار را یک وظیفه مقدس به شمار آورده‏اند، تنها پس از ورود صهیونیسم سیاسی به دنیای یهود بود که زاویه نگاه برخی یهودیان به این مسأله عوض گشت و تشکیل یک حاکمیت سیاسی را راهگشای «عصر مسیحا» دانستند.
هم اکنون صهیونیست‏ها با سوء استفاده از تغییر نگرش به وجود آمده خود را به عنوان منتظران واقعی مسیحا معرفی کرده، در پایان مراسم سالگرد بنیانگذاری رژیم اسرائیل (پنجم ماه ایّار عبری)، پس از دمیدن در شیپور عبادت، این گونه دعا می‏کنند: «اراده خداوند، خدای ما چنین باد که به لطف او شاهد سپیده دم آزادی باشیم و نفخ صور مسیحا گوش ما را نوازش دهد» .بی‏گمان طرز تلقی صهیونیسم از مقوله انتظار و ظهور منجی، یکی از بینش‏های چالش آفرین وبحران‏ساز فراروی معتقدان به آخرالزمان می‏باشد. چرا که تکیه بیش از اندازه بر نژاد و قومیت، این مکتب را دچار نوعی تمامیت خواهی غیر عادلانه نموده، ظرفیت‏های گفت و گو را از آن گرفته است
2- بشارات ظهور مهدی ـ علیه السّلام ـ در كتاب «تورات»
در كتاب تورات كه از كتب آسمانی به شمار می‌رود و هم اكنون در دست اهل كتاب و مورد قبول آنها است، بشارات زیادی از آمدن مهدی موعود و ظهور مصلحی جهانی در آخر الزمان آمده است كه چون مضمون‌های آن بشارات در قرآن كریم و احادیث قطعی و متواتر اسلامی به صورت گسترده‌ای وارد شده و نشان می‌دهد كه مسأله‌ی «مهدویّت» اختصاص به اسلام ندارد، قسمتی از آن بشارات را در اینجا می‌آوریم، و برخی از نكات آنها را توضیح می‌دهیم تا موضوع تشكیل حكومت واحد جهانی، و تبدیل همه‌ی ادیان و مذاهب مختلف به یك دین و آیین مستقیم، بر همگان روشن شود.
گفتنی است كه چون در كتاب «عهد عتیق» (یعنی: تورات و ملحقات آن) همچون كتاب انجیل، از بازگشت و رجعت حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ سخن به میان آمده است و این مطلب، رابطه‌ی مستقیم با ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ دارد، نگارنده نیز در ضمن بشارات ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ ، فرازهایی از «تورات» را آورده است تا دانسته شود كه قوم یهود نیز بر اساس آنچه در كتاب‌های مذهبی خودشان آمده است همچون مسلمانان به «رجعت» و بازگشت حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ معتقدند. و در این باره تردید ندارند كه بالاخره روزی فرا می‌رسد كه حضرت عیسای روح الله ـ علیه السّلام ـ به زمین باز می‌گردد و برخی از آنها را تنبیه و از برخی دیگر انتقام می‌گیرد، هر چند كه بسیاری از آنان بر اثر آیات و معجزاتی كه از حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ و عیسای مسیح ـ علیه السّلام ـ می‌بینند ایمان آورده و تسلیم می‌شوند و در برابر حق خاضع و خاشع می‌گردند.
اینك به قسمتی از بشاراتی كه در «تورات» و ملحقات آن آمده است، توجّه فرمایید:
الف) بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در «زبور داوود»
در زبور حضرت داود ـ علیه السّلام ـ كه تحت عنوان «مزامیر» در لابلای كتب «عهد عتیق» آمده، نویدهایی درباره‌ی ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ به بیان‌های گوناگون داده شده است و می‌توان گفت: در هر بخشی از «زبور» اشاره‌ای به ظهور مبارك آن حضرت، و نویدی از پیروزی صالحان بر شریران و تشكیل حكومت واحد جهانی و تبدیل ادیان و مذاهب مختلف به یك دین محكم و آیین جاوید و مستقیم، موجود است.
و جالب توجّه این كه، مطالبی كه قرآن كریم درباره‌ی ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ از «زبور» نقل كرده است عیناً در زبور فعلی موجود است و از دست‌برد تحریف و تفسیر مصون مانده است.
قرآن كریم چنین می‌فرماید:
(وَلَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الاَرْضَ یَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ)( سوره‌ی انبیاء، آیه‌ی 105.)
«ما علاوه بر ذكر (تورات) در «زبور» نوشتیم كه (در آینده) بندگان صالح من وارث زمین خواهند شد.»
مقصود از «ذكر» در این آیه‌ی شریفه، تورات موسی ـ علیه السّلام ـ است كه زبور داود ـ علیه السّلام ـ پیرو شریعت تورات بوده است.
این آیه‌ی مباركه از آینده‌ی درخشانی بشارت می‌دهد كه شرّ و فساد به كلّی از عالم انسانی رخت بر بسته، و اشرار و ستمكاران نابود گشته‌اند، و وراثت زمین به افراد پاك و شایسته منتقل گردیده است. زیرا كلمه‌ی «وراثت و میراث» در لغت، در مورادی استعمال می‌شود كه شخص و یا گروهی منقرض شوند و مال و مقام و همه‌ی هستی آنها به گروهی دیگر به وراثت منتقل شود.
به هر حال، طبق روایات متواتره اسلامی ـ از طریق شیعه و سنّی ـ این آیه‌ی شریفه مربوط به ظهور مبارك حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ می‌باشد، و قرآن كریم این مطلب را از زبور حضرت داود ـ علیه السّلام ـ نقل می‌كند، و عین همین عبارت در زبور موجود است.
الف – 1 )متن زبور( عهد عتیق، كتاب مزامیر، مزمور 37، بندهای 9 ـ 38)
(9) زیرا كه شریران منقطع می‌شوند. امّا متوكّلان به خداوند، وارث زمین خواهند شد. (10) و حال اندك است كه شریر نیست می‌شود كه هر چند مكانش را جستجو نمایی ناپیدا خواهد بود (11) امّا متواضعان وارث زمین شده از كثرت سلامتی متلذّذ خواهند شد (12) شریر بخلاف صادق افكار مذمومه می‌نماید، و دندان‌های خویش را بر او می‌فشارد (13) خداوند به او متبسّم است چون كه می‌بیند كه روز او می‌آید (14) شریران شمشیر را كشیدند و كمان را چلّه كردند تا آن كه مظلوم و مسكین را بیندازند، و كمان‌های ایشان شكسته خواهد شد (16) كمی صدّیق از فراوانی شریران بسیار بهتر است. (17) چون كه بازوهای شریران شكسته می‌شود و خداوند صدّیقان را تكیه‌گاه است (18).
خداوند روزهای صالحان را می‌داند و میراث ایشان ابدی خواهد بود (19) در زمان «بلا» خجل نخواهند شد، و در ایام قحطی سیر خواهند بود (20) لكن شریران هلاك خواهند شد، و دشمنان خداوند، مثل پیه برّه‌ها فانی بلكه بلكه مثل دود تلف خواهند شد؛ (22) زیرا متبرّكان خداوند، وارث زمین خواهند شد، امّا ملعونان وی منقطع خواهند شد (29) صدّیقان وارث زمین شده، ابداً در آن ساكن خواهند شد (34) به خداوند پناه برده، راهش را نگاهدار كه تو را به وراثت زمین بلند خواهند كرد و در وقت منقطع شدن شریران این را خواهی دید (38) امّا عاصیان، عاقبت مستأصل، و عاقبت شریران منقطع خواهند شد.»
الف – 2 )متن زبور(عهد عتیق-کتاب مزامیر- ‌مزمور 96، بندهای 10 ـ 13)
«... قوم‌ها را به انصاف داوری خواهد كرد. آسمان شادی كند و زمین مسرور گردد. دریا و پری آن غرش نمایند. صحرا و هر چه در آن است به وجد آید. آنگاه تمام درختان جنگل ترنّم خواهند نمود به حضور خداوند. زیرا كه می‌آید، ‌زیرا كه برای داوری جهان می‌آید. ربع مسكون را به انصاف داوری خواهد كرد. و قوم‌ها را به امانت خود.»
الف – 3 )متن زبور (عهد عتیق، كتاب مزامیر، مزمور 72، بندهای 1 ـ 20)
در مزمور 72 در مورد پیامبر بزرگوار اسلام - صلی الله علیه و آله - و فرزند دادگسترش حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ ، چنین می‌فرماید:
«(1) ای خدا! شرع و احكام خود را به «ملك»، و عدالت خود را به «ملك‌زاده» عطا فرما (2) تا این كه قوم تو را به عدالت و فقرای تو را به انصاف حكم نماید (3) به قوم كوه‌ها سلامت و كویرها عدالت برساند (4) فقیران قوم را حكم نماید، و پسران مسكینان را نجات دهد، و ظالم را بشكند‌ (5) تا باقی ماندن ماه و آفتاب دور به دور از تو بترسند (6) بر گیاه بریده شده مثل باران و مانند امطار ـ كه زمین را سیراب می‌گرداند ـ خواهد بارید (7).
و در روزهایش صدّیقان شكوفه خواهد نمود، و زیادتی سلامتی تا بای ماندن ماه خواهد بود (8) از دریا تا به دریا و از نهر تا به اقصی زمین سلطنت خواهد نمود (9) صحرا نشینیان در حضورش خم خواهند شد و دشمنانش خاك را خواهند بوسید (10).
ملوك طرشیش و جزیره‌ها، هدیه‌ها خواهند آورد، ‌و پادشاهان شبا و سبا پیشكش‌ها تقریب خواهند نمود (11) بلكه تمامی موك با او كرنش خواهند نمود، و تمامی اُمم او را بندگی خواهند كرد (12) زیرا فقیر را وقتی كه فریاد می‌كند و مسكین كه نصرت كننده ندارد، خلاصی خواهد داد (13) و به ذلیل و محتاج ترحّم خواهد فرمود و جان‌های مسكینان را نجات خواهد داد (14) جان ایشان را از ظلم و ستم نجات خواهد داد، و هم در نظرش خون ایشان قیمتی خواهد بود (15) و زنده مانده از شبا به او بخشیده خواهد شد (16) در زمین به سر كوهها مشت غلّه كاشته می‌شود كه محصول آن مثل اسنان متحرّك شده، اهل شهرها مثل گیاه زمین شكوفه خواهند نمود (17).
اسم او ابداً بماند، اسمش مثل آفتاب باقی بماند، ‌در او مردمان بركت خواهند یافت، و تمامی قبایل او را خجسته خواهند گفت (19) بلكه اسم ذوالجلال او ابداً مبارك باد، و تمامی زمین از جلالش پر شود (20) دعای داوود پسر یسیّ تمام شد»
توضیح مختصری پیرامون بشارت فوق
در این بشارت ـ چنان كه بر ارباب فضل و دانش و اهل علم و اطلاع و كسانی كه با قرآن و روایات اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ سر و كار دارند، مخفی نیست پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمّد بن عبدالله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ به عنوان «ملك» و فرزند گرامش حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ كه بزرگ‌ترین و كامل‌ترین مظهر عدل الهی است به عنوان «ملك‌زاده» معرفی گردیده، و به بعضی از امتیازات و مشخصات دیگر وی نیز اشاره شده است.
ولی برخی از علما و دانشمندان «یهود» چنین پنداشته‌اند كه: منظور از «ملك» در این آیه، حضرت داود ـ علیه السّلام ـ ، و منظور از «ملك‌زاده» فرزند وی حضرت سلیمان ـ علیه السّلام ـ است، و روی این پندار نادرست خواسته‌اند آیات مذكور را از بشارت دادن به بعثت حضرت خاتم النبیین ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ و نوید ظهور خاتم اوصیاء حضرت حجّت بن الحسن العسكری ـ علیه السّلام ـ منصرف كنند، ولی این اندیشه از چند جهت نادرست و غیر قابل قبول است، زیرا:
نخست این كه، حضرت داود ـ علیه السّلام ـ از انبیای پیرو شریعت تورات بوده و خود او دارای شریعت و احكام نوینی نبوده است تا این كه بگوید: «ای خدا! شرع و احكام خود را به «ملك» و عدالت خود را به «ملك‌زاده» عطا فرما»، و روی این اصل درخواست شریعت مستقل نوین در خور مقام آن حضرت نیست.
دوّم: این كه، در خواست شرع و احكام و عدالت كه به صورت دعا بر زبان حضرت داوود ـ علیه السّلام ـ جاری شده ـ چنان كه از نحوه‌ی درخواست آشكار است ـ برای دو شخصیت عظیم آسمانی است كه یكی دارای مقام سلطنت بر پیامبران و صاحب شرع و احكام جدید، و دیگری مظهر أتمّ عدالت، و صاحب مقام ولایت مطلقه، ‌و مورد انتظار عموم ملل جهان است.
سوّم: این كه, عظمت، قدرت، شوكت و سلطنتی كه در آیات مزبور برای «ملك‌زاده» ذكر گردیده است نه با حضرت سلیمان ـ علیه السّلام ـ و نه با هیچ یك از انبیای الهی وفق نمی‌دهد؛ زیرا نه مملكت حضرت سلیمان ـ علیه السّلام ـ از مملكت پدرش حضرت داوود ـ علیه السّلام ـ بنابر اعتقاد اهل كتاب ـ وسیع‌تر بوده، و نه هم ظلم و ستم در عهد او شكسته شده است.
چهارم: این كه، بر حسب آنچه برخی از علمای عهدین ـ عهد عتیق و عهد جدید تورات و انجیل ـ احتمال داده و به وجوهی استدلال جسته‌اند، مزمور فوق كلام حضرت سلیمان ـ علیه السّلام ـ است نه كلام حضرت داود ـ علیه السّلام ـ ، و حضرت سلیمان ـ علیه السّلام ـ كه پس از مگ پدر، صاحب مقام و كتاب گردیده است معقول نیست برای پدرش كه از دنیا رفته است درخواست شرع جدید كند. و بر فرض این كه بر خلاف احتمال آنان، مزمور فوق كلام حضرت داود ـ علیه السّلام ـ باشد ـ چنان كه اشاره كردیم ـ دعا برای دو شخصّیت والایی است كه در آینده‌ی تاریخ بعد از او ظاهر خواهند شد.
پنجم: چنان كه از آیه‌ی (20) استفاده می‌شود تمامی آیات یاد شده به عنوان دعا بر زبان حضرت داود ـ علیه السّلام ـ جاری شده و شایسته‌ی مقام نبوّت ـ‌كه بالاترین مدارج كمال و عبودیّت و بندگی است ـ این است كه، در مقام دعا و استدعای از پروردگار، در كمال خضوع و خشوع و انكسار در برابر آفریدگار، زبان به تذلّل و كوچكی بگشاید، و با زبان عجز و لابه و عاری از هر نوع خودبینی و خود پسندی مقاصد خویش را از خدای جهان بخواهد، نه این كه در برابر سلطان واقعی و مالك الملوك جهان خود را «پادشاه» و فرزند خود را «شاهزاده» بخواند.
ششم: این كه، در چند آیه از بشارت مزبور، سلطنت و دعوت «ملك زاده» را عمومی و جهانی خوانده، و قدرت و جبروت روحانی وی را شامل پادشاهان و قدرتمندان و سلاطین مقتدر جهان دانسته، و سراسر كره‌ی مسكون را قلمرو دولت حقّه‌ی وی معرفی نموده، چنان كه در اخبار وارده از ائمّه‌ی معصومین ـ علیهم السّلام ـ نیز در حقّ شخصّیت بی‌نظیر حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ ، چنین سخن رفته است.
هفتم: این كه، در آیه‌ی (7) به اصحاب خاص آن حضرت اشاره نموده كه با ظهور نور پر فروغ مهدوی ـ علیه السّلام ـ آن خورشید جهانتاب عدل الهی، صدیّقان شكوفه كنند، و رحم اجتماع بزرگ جهانی، مردانی پاك سیرت، راست گفتار و درست كردار از خود نمایان سازد، و سعادت و سلامت، رفاه و خوشبختی، بهروزی و بهزیستی كه مولود تسلّط آن یگانه منجی عالم و دولت عدالت پیشه‌ی آن حضرت است تا انقراض جهان پایدار خواهد بود، چنان كه در روایات اسلامی نیز آمده است: «دولتنا آخر الدول».
و هشتم: این كه، در آیه‌ی (17 و 18) خاطر نشان ساخته است كه تا جهان باقی است و خورشید در آسمان نور افشانی می‌كند، اشعه‌ی خورشید فروزان قائم آل محمّد ـ علیهم السّلام ـ بر روح و جان جهانیان خواهد تابید، و تمامی قبایل او را خجسته خواهند گفت، و تمامی روی زمین از جلال و عظمتش پر خواهد شد، چنان كه در روایات مستفیضه و متواتره‌ی اسلامی كه در مورد ظهور آن مهر تابان رسیده است، كمتر حدیثی یافت می‌شود كه در ضمن آن جمله‌ی «یملَأُ الأرضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً، كَما مُلِئَت ظُلْماً وَ جَوْراُ» نیامده باشد.
بنابراین، جای هیچ گونه شك و تردید نیست كه مقصود از «ملك» در مزمور 72 از زبور داوود ـ علیه السّلام ـ همان نور قدوسی حضرت محمّد بن عبدالله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ سیّد رسولان و خاتم پیغمبران، و مقصود از «ملك زاده» حضرت صاحب الزمان «مهدی موعود ـ علیه السّلام ـ » دوازدهمین جانشین بر حق و فرزند دلبند آن بزرگوار است كه به خواست خداوند در روز معین و موعود، ظهور خواهد نمود، و سراسر روی زمین را پر از عدل و داد خواهد كرد بعد از آن كه پر از ظلم و جور شده باشد، و گردن گردن‌كشان و گردن فرازان را خواهد شكست، و چون مهر و ماه بر روح و جان جهانیان خواهد تابید، و حكومت حقه‌ی الهیه‌ی وی تا ابد و تا قیام قیامت ادامه خواهد داشت. اللهم عجّل فرجه و سهّل مخرجه.
ناگفته نماند كه نویدهای ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در «زبور» فراوان است، و در بیش از 35 بخش از مزامیر (150) گانه، نوید ظهور آن موعود اُمم و منجی عالم موجود است، ‌كسانی كه طالب تفصیل بیشتری هستند می‌توانند به متن «مزامیر» در «عهد عتیق» مراجعه فرمایند.
اعتقاد ادیان و ملل مختلف در مورد موعود و منجی آخرالزمان - قسمت سوم

بررسی عقائد برخی از ادیان ابراهیمی در باره موعود و منجی آخرالزمان
بررسی موعود در دین یهود –قسمت دوم
ب) بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در كتاب «اشعیای نبی»
در كتاب «اشعیای نبی» كه یكی از پیامبران پیرو تورات است، بشارات فراوانی در مورد ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ آمده است كه جهت استدلال به كتاب مزبور، نخست فرازی از آن بشارت‌ها را نقل نموده، و برخی از نكات آن را توضیح می‌دهیم تا معلوم شود كه مسلمانان درباره‌ی عقیده به ظهور یك مصلح جهانی تنها نیستند، بلكه همه‌ی اهل كتاب در این عقیده با مسلمانان اشتراك نظر دارند.
در فرازی از بشارت كتاب اشعیا چنین آمده است:
تورات، كتاب اشعیای نبی، باب 11، پندهای 1 ـ 10
«و نهالی از تنه‌ی «یسیّ»( یسیّ به معنای قوی، پدر حضرت داود و نوه‌ی «راعوت» است، و به طوری مشهور بود كه داود را پسر «یسیّ» می‌نامیدند،) بیرون آمده، شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شكفت و روح خداوند بر او قرار خواهد گرفت. یعنی روح حكمت و فهم و روح مشورت و قوّت و روح معرفت و ترس خداوند و خوشی او در ترس خداوند خواهد بود و موافق رؤیت چشم خود، داوری نخواهد نمود و بر وفق سمع گوش‌های خویش، تنبیه نخواهد نمود؛ بلكه مسكینان را به عدالت داوری خواهد كرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حكم خواهد نمود... كمربند كمرش عدالت خواهد بود و كمربند میانش امانت.
و گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم و طفل كوچك آنها را خواهد راند و گاو با خرس خواهد چرید و بچه‌های آنها با هم خواهند خوابید و شیر مثل گاو كاه خواهد خورد، و طفل شیر خوره بر سوراخ مار بازی خواهد كرد، ‌و طفل از شیر باز داشته شده، دست خود را بر خانه‌ی افعی خواهد گذاشت، و در تمامی كوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند كرد؛ زیرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایی كه دریا را می‌پوشاند».
منظور از «نهالی كه از تنه‌ی یسیّ خواهد رویید» ممكن است یكی از چهار نفر از شخصّیت‌های بزرگ روحانی و رهبران عالیقدر بشر، حضرت داود، حضرت سلیمان، حضرت عیسی و حضرت حجّت بن الحسن العسكری ـ علیهم السّلام ـ باشند؛ ولی دقّت و بررسی كامل آیات فوق نشان می‌دهد كه منظور از این نهال، هیچ یك از آن پیامبران نیست؛ بلكه همه‌ی آن بشارت‌ها ویژه‌ی قائم آل محمّد ـ علیهم السّلام ـ است؛ زیرا حضرت داوود و سلیمان ـ علیهما السّلام ـ فرزندان پسری یسیّ، و حضرت عیسی بن مریم ـ علیه السّلام ـ نواده‌ی دختری وی، و قائم آل محمّد ـ علیه السّلام ـ نیز از جانب مادرش جناب نرجس خاتون ـ كه دختر یشوعا، پسر قیصر، پادشاه روم و از نسل حضرت داود، و مادرش از اولاد حواریون حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ بوده، و نسب شریفش به شمعون صفا، وصیّ حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ می‌رسد ـ نواده‌ی دختری «یسیّ» می‌باشد.
در فرازی از این بشارت چنین آمده است: «موافق رؤیت چشم خود داوری نخواهد كرد و بر وفق سمع گوش‌های خود تنبیه نخواهد نمود» و این جمله، اشاره به حاكمیت مطلق و حكومت عادلانه‌ی آن حضرت دارد كه وی بر اساس حق و واقع، حكم می‌كند و نیازی به شاهد و بیّنه ندارد و از كسی گواهی نمی‌طلبد چنان كه در روایات اسلامی آمده است كه: «یحكم بحكم داود و محمّد ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ » یعنی به حكم حضرت داود و دستور پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ حكم می‌كند و با علم و دانش خدادادی خویش داوری می‌نماید.
و در فراز دیگری از آن بشارت آمده است كه، در زمان حكومت حقه و دوران حكومت عدالت پیشه‌ی او «گرگ با بره سكونت خواهد داشت و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید... و گوساله و شیر پرواری با هم، و... ضرر و فسادی نخواهند كرد»، این جمله نشان می‌دهد كه در زمان ظهور مبارك آن موعود آسمانی، عدل و داد آن چنان گسترش می‌یابد كه جانوران و درندگان با هم سازش می‌كنند و در كنار یكدیگر قرار می‌گیرند و خوی بهیمیّت و درندگی را از دست می‌دهند، و زیان و ضرر به هیچ یك از موجودات نمی‌رسانند چنان كه در اخبار و احادیث آمده است:
«وَتَصْطَلِحُ فِی مُلْكِهِ السّباع، وَ اصْطَلَحَتِ السِّباع، و تأمَنُ الْبَهائم».
و در آخرین فراز از بشارت مزبور آمده است: «جهان از معرفت خداوند پر خواهد بود مثل آبهایی كه دریا را می‌پوشاند»، این مطلب نشانگر این واقعیّت است كه در عهد با سعادت آن موعود آسمانی چنان تحول عظیم علمی و فرهنگی به وجود می‌آید كه همه‌ی مردمان به خدای یگانه ایمان می‌آورند. درهای رشته‌های گوناگون علوم و دانش به روی انسان‌ها گشوده می‌شود، سطح معلومات بشری بالا می‌رود، راهی را كه بشریّت در طول تاریخ در هزاران سال پیش به دنبال آن بوده در زمان كوتاه می‌پیماید، عقل‌ها كامل و اندیشه‌ها شكوفا می‌گردد، و كوته بینی‌ها و تنگ نظری‌ها از بین می‌رود، و انسان‌ها به كمال و بلوغ عقلی و اخلاقی و انسانی می‌رسند و به تمام ناكامی‌ها، شكست‌ها، ستم‌ها، نادانی‌ها و بدبختی‌ها پایان می‌دهند، و زندگی شرافتمندانه‌ی تازه‌ای را آغاز می‌نمایند.
چنان كه در حدیثی از امام باقر ـ علیه السّلام ـ آمده است كه فرمود:
«إذا قامَ قائِمُنا وَضَعَ یَدَهُ عَلی رؤوسِ الْعِبادِ فَجَمَعَ بِهِ عُقولَهُمْ وَ أَكَمَلَ بِهِ أَخلاقَهُمْ وَ كَمُلَتْ به أَحْلامهُم».( بحارالانوار، ج52، ص336، حدیث71)
«هنگامی كه قائم ما قیام كند دستش را بر سر بندگان می‌گذارد و خردهای آنها را گرد می‌آورد و اخلاق‌شان را كامل می‌گرداند، و به وسیله‌ی او به رشد و كمال می‌رسند.»
و در ضمن حدیث دیگری از آن بزرگوار نقل شده كه فرمود:
«... وَ تُؤتُونَ الْحِكْمَهَ فِی زَمانِه حتّی أَنّ الْمَرْأهَ لَتَقْضی فِی بَیْتِها بِكِتاب اللهِ وَ سُنَّهِ رَسُولِ الله».( بحارالانوار، ج52، ص352، ح106 )
«در زمان او آن قدر به شما دانش و فرهنگ داده می‌شود كه زن خانه‌دار در خانه‌ی خود با كتاب خدا و سنت پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ داوری می‌كند.»
چند بشارت دیگر از كتاب اشعیای نبی
بشارات فراوانی كه درباره‌ی منجی عالم در كتاب اشعیای نبی وارد شده به قسمت عمده‌ای از برنامه‌های آن مصلح جهانی اشاره دارد كه برخی از آنها را می‌آوریم:
1ـ تأمین عدالت اجتماعی و امنیّت عمومی
2ـ تأمین رفاه همگانی و آباد ساختن جهان
كتاب مقدس، ‌كتاب اشعیای نبی، ص1046، باب 32، بندهای 16 ـ 18
در فرازی از بشارت‌های كتاب اشعیا آمده كه در زمان آن حضرت، عدالت اجتماعی برقرار خواهد گردید و امنیت عمومی به وجود خواهد آمد به گونه‌ای كه مردم در صلح و صفا و صمیمیّت زندگی كنند و بهایم با هم سازش نمایند و در كنار هم با آسودگی بیاسایند:
«آنگاه انصاف در بیابان ساكن خواهد شد، و عدالت در بوستان مقیم خواهد گردید. و عمل عدالت، سلامتی و نتیجه‌ی عدالت، ‌آرامی و اطمینان خاطر خواهد بود تا ابد الآباد. و قوم من در مسكن سلامتی و در مساكن مطمئن و در منزل‌های آرامی ساكن خواهند شد.»
كتاب مقدس، كتاب اشعیای نبی، ص1090، باب 65، بندهای 23 ـ 25
در فراز دیگری از بشارت‌های كتاب اشعیای نبی آمده كه در آن زمان، بساط ظلم و ستم برچیده خواهد شد، و عدالت گسترش خواهد یافت، و فقر اقتصادی از میان خواهد رفت و نیازمندی‌های مادی و معنوی مردم تأمین خواهد گردید، و همگان به اخلاق حمیده‌ی اسلامی آراسته خواهند شد، و پرده‌های ظلمت و تاریكی به كنار خواهد رفت، و مردمان در ناز و نعمت زندگی خواهند كرد:
«برگزیدگان من، از عمل دست‌های خود تمتّع خواهند برد، زحمت بی‌جا نخواهند كشید، اولاد به جهت اضطراب نخواهند زایید؛ زیرا كه اولاد بركت یافتگان خداوند هستند و ذریّت ایشان با ایشان‌اند. و قبل از آن كه بخوانند من جواب خواهم داد، و پیش از آن كه سخن گویند من خواهم شنید. گرگ و برّه با هم خواهند چرید، ‌و شیر مثل گاو كاه خواهد خورد، و خوراك مار خاك خواهد بود، خداوند می‌گوید كه در تمامی كوه مقدّس من، ضرر نخواهند رسانید و فساد نخواهند كرد.» 1 ـ تأمین عدالت اجتماعی و امنیّت عمومی 2 ـ تأمین رفاه همگانی و آباد ساختن جهان 1ـ تأمین عدالت اجتماعی و امنیّت عمومی 2ـ تأمین رفاه همگانی و آباد ساختن جهان
اعتقادادیان و ملل مختلف در مورد موعود و منجی آخرالزمان - قسمت چهارم

بررسی عقائد برخی از ادیان ابراهیمی در باره موعود و منجی آخرالزمان
بررسی موعود در دین یهود –قسمت سوم
ج) بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در كتاب بوئیل نبی
در كتاب بوئیل نبی كه از پیامبران پیرو تورات است، بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ و نزول حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ و محاكمه‌‌ی اسرائیل در آن روز سرنوشت ساز، چنین آمده است:
كتاب مقدس، كتاب بوئیل نبی، ص1327، باب 3، بندهای 2 و 3.
«آن گاه جمیع امّت‌ها را جمع كرده به وادی «یهوشافاظ»،( نام صحرایی در نزدیكی بیت المقدس است كه اكنون وادی «قدرون» نامیده می‌شود) فرود خواهم آورد و در آنجا به ایشان درباره‌ی قوم خود و میراث خویش، اسرائیل (را) محاكمه خواهم نمود، زیرا كه ایشان را در میان امت‌ها پراكنده ساخته و زمین مرا تقسیم نموده‌اند و بر قوم من قرعه انداخته و پسری در عوض فاحشه داده و دختری به شراب فروخته‌اند تا بنوشند.»
كتاب مقدس، كتاب بوئیل نبی، ص1328، باب 3، بندهای 12 و 13
«ای همه‌ی امّت‌ها! بشتابید و بیایید و از هر طرف جمع شوید ای خداوند شجاعان! خود را به آنجا فرود آور. امّت‌ها برانگیخته شوند. به «وادی یهوشافاظ»( نام صحرایی در نزدیكی بیت المقدس است كه اكنون وادی «قدرون» نامیده می‌شود) برآیند؛ زیرا كه من در آنجا خواهم نشست تا بر همه‌ی امت‌هایی كه به اطراف آن هستند داوری نمایم.»
و در همین زمینه در كتاب «عاموس نبی» آمده است كه می‌گوید:
«بنابراین، ای اسرائیل! به این طور با تو عمل خواهم نمود، و چون كه به این طور با تو عمل خواهم نمود پس ای اسرائیل! خویشتن را مهیّا ساز تا با خدای خود ملاقات نمایی.»( تورات ، كتاب عاموس نبی، ص1323، باب 4، بندهای 12 و 13 )
این فرازها ـ همچنان كه ملاحظه می‌شود ـ از نزول حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ و داوری آن حضرت در «یوم الله ظهور» خبر می‌دهند.
و در همین رابطه، در كتاب «هوشیع نبی» در مورد بازگشت حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ خطاب به قوم یهود آمده است:
«و من برای افرایم( نام پسر دوم حضرت یوسف علیه السّلام ) مثل شیر و برای خاندان یهودا( نام پسر یعقوب و برادر بزرگ یوسف از مادر دیگر به نام لیا ـ لایالیا ـ است، كه حضرت داود و ملوك بنی اسرائیل و حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ از نسل او می‌باشند) مانند شیر ژیان خواهم بود. من خودم خواهم درید و رفته خواهم ربود و رهاننده نخواهد بود.
من روانه شده به مكان خود خواهم برگشت تا ایشان به عصیان خود اعتراف نموده روی مرا بطلبند، در تنگی خود صبح زود مرا خواهند طلبید.»( تورات، كتاب هوشع نبی، ص1314، باب 5، بندهای 14 و 15)
نگارنده گوید: از آنجایی كه در روایات اسلامی به صورت گسترده‌ای از نزول حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ گفتگو شده است و برخی از آیات قرآنی نیز بر این معنا دلالت دارد و همه‌ی طوایف اسلامی اعتقاد قاطع دارند كه حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ به روی زمین باز می‌گردد و پشت سر حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ نماز می‌گذارد و حضرتش را تأیید می‌نماید و در ردیف یكی از معاونان آن حضرت قرار می‌گیرد ما نیز به پیروی از قرآن و پیشوایان معصوم ـ علیهم السّلام ـ ، فرازهای مزبور را از كتاب تورات نقل نمودیم، و توضیح آنها نیز پس از نقل بشارات انجیل بر همگان روشن خواهد شد.
د) بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در كتاب «زكریای نبی»
تورات كتاب زكریای نبی، ص1382، باب 14، بندهای 1 ـ 10
در كتاب زكریای نبی ـ كه یكی از پیامبران بزرگ بنی‌اسرائیل و از انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور آن یگانه منجی عالم چنین آمده است:
«اینك روز خداوند می‌آید و غنیمت تو در میانت تقسیم خواهد شد. و جمیع امت‌ها را به ضدّ اورشلیم برای جنگ جمع خواهم كرد، و شهر را خواهند گرفت و خانه‌ها را تاراج خواهند نمود، و زنان را بی‌عصمت خواهند كرد، و نصف اهل شهر به اسیری خواهند رفت، و بقیه‌ی قوم از شهر منقطع خواهند شد.
و خداوند بیرون آمده با آن قوم‌ها مقاتله خواهند نمود چنان كه در روز جنگ مقاتله نمود، و در آخر آن روز پای‌های او بر كوه زیتون كه از طرف مشرق به مقابل اورشلیم است خواهد ایستاد... و آن یك روز معروف خداوند خواهد بود... و یَهْوه (خدا) بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود. و در آن روز یَهْوه واحد خواهد بود و اسم او واحد.»
در اینجا لازم است این نكته را توضیح دهیم كه در كتب عهدین (یعنی تورات و انجیل) كلمه‌ی «خداوند» بیشتر در مورد حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ به كار می‌رود، كه در اینجا نیز چنین شده است. و جالب این كه در این فراز بشارت كه از تورات نقل كردیم، ‌محل فرود آمدن حضرت عیسی و یوم الله بودن آن روز و جهانی شدن اسلام و سقوط رژیم اشغال‌گر قدس دقیقاً با روایات اسلامی مطابقت دارد .
البته باید توجه داشت كه طبق آیات كریمه‌ی قرآن مجید، مضمون این پیش‌گویی‌ها یك بار در دوران گذشته در زمان بخت النصر انجام گرفته و یك بار دیگر طبق وعده‌های صریح قرآن كریم و نویدهای ظهور مبارك حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در «یوم الله ظهور»، انجام خواهد گرفت، و نخستین قبله‌ی مسلمانان برای همیشه از اشغال یهودیان رهایی خواهد یافت و در تمامی جهان خدای یكتا را پرستش خواهد نمود، و در تمامی نقاط زمین ندای دلنواز وحدت به گوش خواهد رسید.
به هر حال، آنچه در این فراز در مورد سرنوشت یهودیان مغرور آمده است دقیقاً با روایات اسلامی منطبق است؛ زیرا از احادیث چنین استفاده می‌شود كه ملت یهود به علت طغیان و سركشی و فسادی كه در زمین ایجاد می‌كنند سرانجام تار و مار خواهند شد به گونه‌ای كه حتی یك نفر یهودی هم در فلسطین باقی نخواهد ماند.
اعتقاد ادیان و ملل مختلف در مورد موعود و منجی آخرالزمان - قسمت پنجم

بررسی عقائد برخی از ادیان ابراهیمی در باره موعود و منجی آخرالزمان
بررسی موعود در دین یهود –قسمت چهارم
هـ ) بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در كتاب «حزقیل نبی»
تورات ، كتاب حزقیل نبی، ص1265، باب 39، بندهای 17 ـ 23
در این كتاب در مورد ظهور حضرت حجت بن الحسن العسكری ـ علیهما السّلام ـ و سرنوشت رژیم اسرائیل و جهانی شدن آیین توحید، و اجرای احكام و حدود الهی در آن عصر درخشان، چنین آمده است:
«... و اما تو ای پسر انسان! خداوند یَهْوَه چنین می‌فرماید: كه به هر جنس مرغان و به همه‌ی حیوانات صحرا بگو: جمع شوید و بیایید و نزد قربانی من كه آن را برای شما ذبح می‌نمایم فراهم آیید. قربانی عظیمی كه بر كوه‌های اسرائیل، تا گوشت بخورید و خون بنوشید.
و خداوند یَهْوَه می‌گوید: كه بر سفره‌ی من از اسبان و سواران و جبّاران و همه‌ی مردان جنگی سیر خواهید شد. و من جلال خود را در میان امت‌ها قرار خواهم داد و جمیع امت‌ها داوری مرا كه آن را اجر خواهم داشت و دست مرا كه بر ایشان فرود خواهم آورد، مشاهده خواهند نمود. و خاندان اسرائیل از آن روز و بعد، خواهند دانست كه یَهْوَه خدای ایشان، من هستم. و امتها خواهند دانست كه خاندان اسرائیل به سبب گناه خودشان جلای وطن گردیدند؛ زیرا كه به من خیانت ورزیدند.»
باید توجه داشت كه منظور از «پسر انسان» مانند كلمه‌ی «مسیح»، حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ نیست؛ بلكه مراد از آن، حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ است، زیرا در انجیل بیش از 80 بار كلمه‌ی «پسر انسان» آمده است كه تنها در 30 مورد آن حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ اراده شده است.
و) بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در كتاب حجّی نبی
تورات،كتاب حجّی نبی، ص1367، باب 2، بندهای 6 ـ 9
در این كتاب نیز كه یكی از كتاب‌های انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور حضرت «بقیه الله» ـ علیه السّلام ـ بدین گونه آمده است:
«یَهْوَه صبایوت چنین می‌گوید: یك دفعه‌ی دیگر ـ و آن نیز بعد از اندك زمانی ـ آسمان‌ها و زمین و دریا و خشكی را متزلزل خواهم ساخت، و تمامی امت‌ها را متزلزل خواهم ساخت، و فضیلت جمیع امت‌ها خواهد آمد.
.. این خانه را از جلال خود پر خواهم ساخت... جلال آخر این خانه از جلال نخستینش عظیم‌تر خواهد بود، و در این مكان سلامتی را خواهم بخشید.»
ز) بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در كتاب «صفینای نبی»
تورات ، كتاب صفینای نبی، ص1363، باب 3، بندهای 5 ـ 9
در این كتاب كه یكی از كتب انبیای پیرو تورات است، بشارت ظهور حضرت ولی عصر ـ علیه السّلام ـ چنین آمده است:
«... خداوند در اندرونش عادل است و بی‌انصافی نمی‌نماید. هر بامداد حكم خود را روشن می‌سازد و كوتاهی نمی‌كند، اما مرد ظالم حیا را نمی‌داند. امت‌ها را منقطع ساخته‌ام كه برج‌های ایشان خراب شده است و كوچه‌های ایشان را چنان ویران كرده‌ام كه عبور كننده نباشد. شهرهای ایشان چنان منهدم گردیده است كه نه انسانی و نه ساكنی باقی مانده است. و گفتم: كاش كه از من می‌ترسیدی و تأدیب را می‌پذیرفتی...
بنابراین، خداوند می‌گوید: برای من منتظر باشید تا روزی كه به جهت غارت برخیزم؛ زیرا كه قصد من این است كه امت‌ها را جمع نمایم و ممالك را فراهم آورم تا غضب خود و تمامی حدّت خشم خویش را بر ایشان بریزم، زیرا كه تمامی جهان به آتش غیرت من سوخته خواهد شد؛ زیرا كه در آن زمان، زبان پاك به امت‌ها باز خواهم داد تا جمیع ایشان اسم یهوه ـ خدا ـ را بخوانند و به یك دل او را عبادت نمایند.»
ح) بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ در كتاب «دانیال نبی»
كتاب دانیال نبی، ص1309، باب دوازدهم، بندهای 1 ـ 12
در كتاب دانیال نبی نیز بشارت ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ مطابق بشارات انبیای گذشته، چنین آمده است:
«... امیر عظیمی كه برای پسران قوم تو ایستاده قائم است، خواهد برخاست. و چنان زمان تنگی خواهد شد كه از حینی كه امّتی به وجود آمده است تا امروز نبوده، و در آن زمان هر یك از قوم تو، كه در دفتر مكتوب یافت شود رستگار خواهد شد. و بسیاری از آنانی كه در خاك زمین خوابیده‌اند بیدار خواهند شد، اما اینان به جهت حیات جاودانی و آنان به جهت خجالت و حقارت جاودانی. و حكیمان مثل روشنایی افلاك خواهند درخشید، و آنانی كه بسیاری را به راه عدالت رهبری می‌نمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابد الآباد.
اما تو ای دانیال! كلام را مخفی‌دار و كتاب را تا زمان آخر مهر كن. بسیاری به سرعت تردّد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گردید... خوشا به حال آن كه انتظار كشد.»
در این بشارت نكات چندی وجود دارد كه برخی از آنها را به طور اختصار توضیح می‌دهیم:
1ـ شخص مورد بشارت كه در نخستین فراز بشارت مزبور به عنوان «ایستاده» از او تعبیر شده است، قائم آل محمد ـ علیهم السّلام ـ است كه بزرگترین نماینده‌ی انبیای الهی است، و دعوت تمام پیامبران خدا را یكجا در حكومت حقّه‌ی خود آشكار ساخته، آیین الهی را بر سرتا سر كره‌ی خاكی حكم فرما می‌نماید.
2ـ منظور از «زمان تنگی»، زمانی بیدادگری‌ها، سختی‌ها، فشارها، ظلم و ستم‌هایی است كه قبل از ظهور آن حضرت در سراسر جهان پیدا می‌شود، چنان كه در روایات اسلامی آمده است: «یَمْلَأُ الأرضَ قِسطاً و عَدلاً كَما مُلِئت جوراً و ظلماً.»
3ـ منظور از: «آنانی كه در خاك زمین خوابیده‌اند»، گروهی از اموات می‌باشند كه در دولت با سعادت حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ زنده می‌شوند، و برخی از آنان از یاران آن حضرت می‌گردند و در ركاب حضرتش می‌جنگند و برخی دیگر به سزای اعمال ناشایست خود می‌رسند.
در این زمینه، روایات بسیاری از ائمه‌ی معصومین ـ علیهم السّلام ـ رسیده است كه ما به جهت اختصار از ذكر آنها خودداری می‌نماییم، و طالبین می‌توانند به كتاب‌های مربوطه كه در مورد «رجعت» نگاشته شده، مراجعه فرمایند.
اعتقادادیان و ملل مختلف در مورد موعود و منجی آخرالزمان - قسمت ششم

بررسی عقائد برخی از ادیان ابراهیمی در باره موعود و منجی آخرالزمان
بررسی موعود در مسیحیت –قسمت اول
مسيحيان و بازگشت مسيح
انديشه بازگشت عيسي عليه‏السلام يكي از باورهاي جامعه مسيحيت را تشكيل مي‏دهد. اين شوق و انتظار در بخش‏هاي قديمي‏تر عهد جديد مانند رساله اول و دوم پولس به تسالونيكيان به خوبي منعكس شده است، اما در رساله‏هاي بعدي مانند رساله‏هاي پولس به تيموتاؤس و تيطس، همچنين رساله پطرس، به بعد اجتماعي مسيحيت توجه گشته است .اين مسأله از آن‏جا ناشي مي‏شد كه با گذشت زمان پي بردند كه بازگشت مسيح بر خلاف تصور آن‏ها نزديك نيست، هر چند اقليتي از آنان بر اين عقيده باقي ماندند كه عيسي به زودي خواهد آمد و حكومت هزار ساله خود را تشكيل خواهد داد؛ حاكميتي كه به روز داوري پايان خواهد يافت. از همين رو از دير باز گروه‏هاي كوچكي به نام هزاره گرا در مسيحيت پديد آمدند كه تمام سعي و تلاش خود را صرف آمادگي براي ظهور دوباره عيسي در آخر الزمان مي‏كنند. البته وجود آياتي در انجيل اين حالت انتظار را تشديد مي‏كند و با اشاره به عدم تعيين وقت ظهور، آن را ناگهاني معرفي مي‏كند. به عنوان مثال در انجيل متّا از زبان عيسي عليه‏السلام اين گونه نقل شده است كه: شما نمي‏توانيد زمان و موقع آمدن مرا بدانيد؛ زيرا اين فقط در يد قدرت خداست. هيچ بشري از آن لحظه «زمان ظهور» آگاهي ندارد؛ حتي فرشتگان، تنها خدا آگاه است. يا آن كه در انجيل لوقا اين چنين آمده است: «مسيح مي‏گويد: هميشه آماده باشيد، زيرا كه من زماني مي‏آيم كه شما گمان نمي‏بريد. روشن نگه داشتن چراغ انتظار در لابه ‏لاي انجيل به چشم مي‏خورد، مثلا در انجيل آمده است: «كمرهاي خود را بسته و چراغ‏هاي خود را افروخته بداريد. بايد مانند كساني باشيد كه انتظار آقاي خود را مي‏كشند كه چه وقت از عروسي مراجعت كند. تا هر وقت آيد و در را بكوبد، بي‏درنگ براي او باز كنند.
خوشا به حال آن غلامان كه آقاي ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد. پس شما نيز مستعد باشيد، زيرا در ساعتي كه شما گمان نمي‏بريد، پسر انسان مي‏آيد.
مسيحيت ضمن تأكيد بر غير منتظره بودن بازگشت عيسي، هدف از اين بازگشت را ايجاد حكومتي الهي در راستاي حكومت الهي آسمان‏ها ارزيابي مي‏كند و علاوه بر اين ظهور مسيح را يگانه راه حل براي ادامه حيات و زندگاني بر مي‏شمردو عيسي را منجي انسان‏ها و پادشاه پادشاهان معرفي مي‏كند.آنها معتقد هستند که مسیح، بر اساس سخنان دانيال نبي سيستم اجتماعي، اقتصادي، سياسي، تربيتي و مذهبي جهان را عوض خواهد كرد و جهاني بر مبناي راه و روش خدا بنا مي‏كند.
مسيحيان همچنين براي ظهور حضرت عيسي بن مريم علاماتي قائل مي‏باشند: «عنقريب بعد از آن آزمايش سخت، روزگاران خورشيد تيره و تار مي‏گردد و ماه نور خود را از دست خواهد داد و ستارگان افول خواهند كرد و قدرت‏هاي آسماني نيز به لرزه در خواهند آمد و سپس آثار و علائم ظهور آن مرد آسماني اشكار خواهد شد و سپس تمامي قبائل زمين نگران و غمگين مي‏گردند و آنگاه عيسي از ابرهاي آسمان با جلال و شكوه و قدرت فرو خواهد آمد.
در انجيل مرقس نيز ضمن تاكيد بر مضامين گذشته، به جمع‏آوري ياران توسط مسيح اشاره شده است: «سپس عيسي با شكوه و جلال و قدرت خواهد آمد و فرشتگان تحت امر خود را به اطراف و اكناف عالم روانه خواهد كرد و منتخبان خود را از چهار گوشه جهان از بالاترين نقطه آسمان تا پايين‏ترين نقطه زمين جمع خواهد كرد.
روايات اسلامي نيز بر آمدن حضرت مسيح عليه‏السلام صحه مي‏گذارند. از جمله آن كه پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فرمودند: «وَالَّذي نَفْسي بِيَدِهِ لَيُوشَكَنَّ اَنْ يُنَزَّلَ فيكُمُ ابْنُ مَرْيَمَ حَكَما عَدْلاً وَ اِماما مُقْسِطا؛ سوگند به آن كه جانم به دست او است به طور يقين عيسي بن مريم به عنوان داوري عادل و پيشوايي دادگر در ميان شما فرود خواهد آمد.(بحارالانوار- جلد 52 –ص-382 )
همچنين مفسران در تفسير آيه 159 سوره نساء آن رابا بازگشت حضرت مسيح در آخر الزمان مرتبط مي‏دانند و اين آيه را در همين رابطه ارزيابي مي‏كنند. به هر حال مسأله فرود آمدن مسيح عليه‏السلام و بازگشت وي در آخرالزمان از نقاط مشترك انديشه انتظار نزد مسلمانان و مسيحيان است.
البته اسلام در اين رابطه منجي موعود را مهدي عليه‏السلام معرفي نموده، او را پيشواي آخرالزمان معرفي مي‏كند: «كَيْفَ بِكُمْ (اَنْتُمْ) اِذا نَزَلَ عيسَي بْنُ مَرْيَمَ فيكُمْ وَ اِمامُكُمْ مِنْكُمْ؛ چگونه خواهيد بود، آنگاه كه عيسي بن مريم در ميان شما فرود آيد و پيشواي شما از خود شما باشد..(بحارالانوار – جلد 51 – ص 88 )
يا آنكه در روايتي ديگر از قول امام باقر عليه‏السلام نقل شده است: «يَنْزِلُ قَبْلَ يَوْمِ الْقِيامَةِ اِلَي الدُّنْيا فَلا يَبْقي اَهْلُ مِلَّةِ يَهُوديٍّ وَ لا نَصْرانيٍّ اِلاّ آمَنَ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يُصَلّي خَلْفَ الْمَهْديِّ؛ پيش از قيامت، [عيسي] به دنيا فرود مي‏آيد و هيچ كس از ملت يهود و مسيحي نمي‏ماند مگر آنكه پيش از مرگ به او ايمان آورد و(آن حضرت) پشت سر مهدي عليه‏السلام نماز مي‏گذارد. (بحارالانوار – جلد 53 – ص 51 )
بي‏گمان بر هر پژوهشگر آگاه روشن است كه روايات اسلامي و اعتقادات مسيحي در رابطه با ظهور از نزديكي فراواني برخوردار مي‏باشند. مقايسه خبرهاي رسيده از روايات اسلامي در رابطه با پيشرفت غير قابل تصور علوم در زمان ظهور، ايجاد رفاه اجتماعي؛ علائم ظهور و ديگر موارد، با آنچه آمد به روشني اين مدعا را ثابت مي‏كند.
اين مسأله به خودي خود مي‏تواند زمينه‏هاي گفت وگو و هم‏انديشي بين انتظار اسلامي و مسيحي را فراهم آورد. ناگفته نماند كه حتي در برخي از انجيل‏هاي مورد پذيرش گروهي از پروتستان‏ها، به روشني از ظهور نجات دهنده‏اي صحبت به ميان مي‏آيد كه از فرزندان پيامبر عربي است: «مسيح در وصاياي خود به شمعون پطرس مي‏فرمايد: اي شمعون! خداي من فرمود، تو را وصيت مي‏كنم به سيد انبيا كه بزرگ فرزندان آدم و پيغمبران امي عربي است. او بيايد، ساعتي كه فرج قوي گردد و نبوت بسيار شود و مانند سيل جهان را پر كند.
بشارت ظهور حضرت مهدی در كتاب «انجیل»
بر اساس بشارات فراوانی كه در كتاب انجیل آمده است، حضرت مسیح ـ علیه السّلام ـ به دنبال قیام حضرت قائم ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ در «فلسطین» آشكار خواهد شد و به یاری آن حضرت خواهد شتافت، و پشت سر حضرتش نماز خواهد گزارد، تا یهودیان و مسیحیان و پیروان وی تكلیف خویش را بدانند و به اسلام بگروند و حامی حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ گردند. از این رو، در آخرین روزهای زندگی ـ و شاید در طول دوران حیات ـ به یاران و شاگردان خود توصیه‌ها و سفارش‌های اكیدی درباره‌ی بازگشت خود به زمین نموده و آنان را در انتظار گذارده و امر به بیداری و هوشیاری و آمادگی فرموده است كه ما به جهت اثبات این مدّعا و بیداری مسلمانان قسمتی از آنها را در اینجا می‌آوریم.
اینك متن برخی از آن بشارات كه در انجیل آمده است:
الف) انجیل متّی
الف – 1)انجیل متی- ص41، باب 24، بندهای 1 ـ 8، 23 ـ 28، 29 ـ 37 و 42 و 46
«پس عیسی از هیكل بیرون شده برفت، و شاگردانش پیش آمدند تا عمارت‌های هیكل را بدو نشان دهند. عیسی ایشان را گفت: آیا همه‌ی این چیزها را نمی‌بینید؟ هر آینه به شما می‌گویم: در اینجا سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد كه به زیر افكنده نشود. و چون به كوه زیتون نشسته بود شاگردانش در خلوت نزد وی آمده گفتند: به ما بگو كه این اُمور كی واقع می‌شود؟ و نشان آمدن تو و انقضای عالم چیست؟
عیسی در جواب ایشان گفت: زنهار كسی شما را گمراه نكند. زآن رو كه بسا به نام من آمده خواهند گفت كه من مسیح هستم و بسیاری را گمراه خواهند كرد. و جنگ‌ها و اخبار جنگ‌ها را خواهید شنید، زنهار مضطرب مشوید؛ زیرا كه وقوع این همه لازم است لیكن انتها هنوز نیست، ‌زیرا قومی با قومی و مملكتی با مملكتی مقاومت خواهند نمود و قحطی‌ها و وباها و زلزله‌ها در جای‌ها پدید آید...
آنگاه اگر كسی به شما گوید: اینك مسیح در اینجا یا در آنجا است باور مكنید؛ زیرا كه مسیحان كاذب و انبیای كذبه ظاهر شده علامات و معجزات عظیمه چنان خواهند نمود كه اگر ممكن بودی برگزیدگان را نیز گمراه كردندی. اینك شما را پیش خبر دادم.
پس اگر شما را گویند: اینك در صحراست بیرون مروید، یا آنكه در خلوت است باور مكنید؛ زیرا همچنان كه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می‌شود ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد...
و فوراً بعد از مصیبت آن ایام، آفتاب تاریك گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند، و قوّت‌های افلاك متزلزل گردد. آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد، ‌و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه‌زنی كنند و پسر انسان را ببینند كه بر ابرهای آسمان با قوّت و جلال عظیم می‌آید...
پس از درخت انجیر مثلش را فرا گیرید كه چون شاخه‌اش نازك شده برگ‌ها می‌آورد می‌فهمید كه تابستان نزدیك است. همچنین شما نیز چون این همه را ببینید بفهمید كه نزدیك ـ بلكه بر در ـ است. هر آینه به شما می‌گویم...
آسمان و زمین زایل خواهد شد؛ لیكن سخنان من هرگز زایل نخواهد شد.
اما از آن روز و ساعت هیچ كس اطلاع ندارد حتی ملائكه‌ی آسمان جز پدر من و بس؛ لیكن چنان كه ایام نوح بود ظهور پسر انسان نیز چنان خواهد بود...
پس بیدار باشید؛ زیرا كه نمی‌دانید در كدام ساعت خداوند شما می‌آید. لیكن این را بدانید كه اگر صاحب خانه می‌دانست در چه پاس از شب دزد می‌آید، بیدار می‌ماند و نمی‌گذاشت كه به خانه‌اش نقب زند.
لهذا شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی كه گمان نبرید پسر انسان می‌آید پس آن غلام امین و دانا كیست كه آقایش او را بر اهل خانه‌ی خود بگمارد تا ایشان را در وقت معین خوراك دهد. خوشا به حال آن غلامی كه چون آقایش آید او را در چنین كار مشغول یابد.»
الف – 2) انجیل متی، ص44، باب 25، بندهای 31 ـ 34
«اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائكه‌ی مقدّس خویش آید آنگاه بر كرسی جلال خواهد نشست. و جمیع امت‌ها در حضور او جمع شوند و آنها را از همدیگر جدا می‌كند به قسمی كه شبان میش‌ها را از بزها جدا می‌كند و میش‌ها را بر دست راست و بزها را بر چپ خود قرار دهد. آنگاه پادشاه به اصحاب طرف راست گوید: بیایید ای بركت یافتگان از پدر من! و ملكوتی را كه از ابتدای عالم برای شما آماده شده است، به میراث گیرید.»
الف – 3) انجیل متی، باب 19، بندهای 28 و 29
«عیسی ایشان را گفت: هر آینه به شما می‌گویم: شما كه مرا متابعت نموده‌اید، در معاد وقتی كه پسر انسان بر كرسی جلال خود نشیند، شما نیز به دوازده كرسی نشسته، بر دوازده سبط اسرائیل داوری خواهید نمود. و هر كه به خاطر اسم من خانه‌ها یا برادران یا خواهران یا پدر یا مادر یا زن یا فرزندان یا زمین‌ها را ترك كرد، صد چندان خواهد یافت و وارث حیات جاودانی خواهد گشت.»

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر